بعد از مرگ ناگهانی و نا به هنگام پدرش ، یاس در موقعیتی قرار گرفت که می بایست مسئولیت خانواده خود را به عهده گیرد . بدهی های پدرش که بر دوش او افتاده بود به سختی توانست از پس مخارج خانواده خود برآید .
یاس در سن 18 سالگی مجبور شد رویای رفتن به کالج را کنار بگذارد ، شروع به کار کند و آخرین بازمانده های خانواده اش ( مادرش ، برادر کوچکتر و خواهرانش ) را ساپورت کند . این زمانی بود که شروع به نوشتن شعرهایی کرد که خیلی زود به متن موزیک های او تبدیل شدند . این همچنین راهی برای او بود تا با خاطرات پدرش نزدیک بماند .
با نگاهی به مسیر موسیقی او ، او این توانایی را داشت تا به مردم الهام ببخشد و قلب میلیون ها جوان ایرانی را به تسخیر خود در آورد او تصمیم گرفت تا آهنگ های خود را به مسئولان معرفی کند و برای گرفتن مجوز انتشار یک آلبوم تقاضا دهد .
سال ها " نه " شنیدن از مسئولان و بارها مورد تمسخر قرار گرفتن برای سبک خوندنش ( رپ ) که شباهت داده می شد به "روزنامه خوانی" ، تلاش های او در آخر به ثمر نشست.
تا این زمان ، در حرکتی بی سابقه شش تا از ده آهنگ او مجوز انتشار دریافت کرد و به زودی یاس تبدیل به اولین رپر در ایران شد که موفق به انتشار یک آلبوم به صورت قانونی می گردید. یاس : " من در آهنگهایم فحاشی نمی کنم یا در مورد سکس و خشونت نیز نمی خوانم. من می خواهم که قادر باشم تا با افتخار آهنگهای خود را درمقابل خانواده ام بخوانم . آهنگ های من معمولا با شکایت یا دردهای اجتماعی شروع می شوند ولی همیشه با امید خاتمه می یابند. این بسیار مهم است که به نسل جوان القا کنیم تا به بالاترین درجه خود برسند و بهترین باشند . ما به این نیازمندیم"
به راستی در اندک زمانی یاس از کسی که در مقابل گروه های کوچک می خواند تا امروز که او یکی از محبوب ترین رپرهای ایرانی است . امروزه آهنگ های او توسط میلیون ها کاربر در سراسر دنیا از طریق وبسایت های متفاوت و صدها وبلاگ فارسی شنیده و دانلود می شوند.
در سال 2006 یاس آهنگی نوشت به نام " سی دی رو بشکن " که درباره یک هنرپیشه زن خوشنام ایرانی نوشته شده بود . کسی که قربانی یک توطئه غیراخلاقی شده بود . در آن آهنگ یاس از تمام مردمی که نقش در بی اعتبار کردن آن هنرپیشه داشتند انتقاد کرد و از همه درخواست کرد که جلوی انتشار آن مایه شرمساری را بگیرند و آن فیلم را از کامپیوترها و موبایل های خود پاک کنند .
آن آهنگ باعث بوجود آمدن خشمی در میان جوانان ایرانی شد و هزاران نفر نوشتند و اعتراف کردند که آن سی دی را شکسته اند. گفته شده است که آن آهنگ حداقل در ایران مابین 3-2 میلیون بار شنیده و دانلود شده. موسیقی یاس مرزها را درهم نوردید و به آن سوی آب ها رفت و اکنون او به سرعت به صدای نسل خود تبدیل می شود . برای ایرانیان داخل و خارج کشور از او تقریبا به توپاک ایرانی یاد می کنند .
یاس در آهنگ " هویت من" از غرورش نسبت به میراث و تاریخ ایران می خواند و به فیلم جنجال برانگیز " 300 " اشاره می کند ، آن آهنگ به نوعی از سرود ملی برای نسل های جوان تبدیل شد ، به خصوص یهودیان ایرانی که مشتاق برای ارتباط با فرهنگ و تاریخ غنی خود هستند . موسیقی او ، استاندارد جدیدی برای رپ ایران به وجود آورد .و الهام بخش افراد بسیاری شده و رپرهای فارسی را به سوی خود می آورد تا از سبکش با خواندن آهنگ های معنی دار و مثبت پیروی کنند .
شما او را خواهید دید که با دیگر هنرمندان همکاری می کند تا پرشین رپ را به دنیا معرفی و جهانی سازد .
جدیدا یاس در استودیو برای روی آخرین آلبومی که انتظارش را می رود کار می کند و شعرهایش بر روی موضوعاتی می باشد که شنونده را به سفری درون زندگی خصوصی او می برد . بهترین و پرافتخارترین لحظه ی زندگی او زمانی بود که توانست خواهرانش را ( که همگی دانش آموزان ممتازی هستند ) در کالج ثبت نام کند . امتیازی که او قادر به انجام آن نبود .

سلام خوبين؟اين مطلب قبل از سفر ياس به دبي هست.
ياس چند هفته پيش از دو تا مطلبي كه سايت ها و وبلاگ هاي ديگر پخش كرده بودند خيلي ناراحت شده بود.
اوليش اين كه چند تا عكس از ياس پخش شد كه ياس راضي نبود و در جواب مي گه:
من دارم تلاش مي كنم كه براي خودم وجه اي درست داشته باشم ولي اين عكس باعث مي شه كه اين وجه خراب بشه .
دوميش هم اين هست كه دوباره در چند سايت و وبلاگ آهنگ هاي قديمي ياس را گذاشتند كه ياس مي گه:
آهنگ هاي قديمي كه از من گذاشتيد را هم برداريد. چون من مي خوام كه روز به روز پيشرفت كنم ولي اين آهنگ ها فكر مردم راجع به من عوض مي كند و فكر مي كنند كه روز به روز دارم ميرم پايين.
اگر به آهنگ هاي قديمي باشه فقط 25 تا آهنگ قديمي دارم كه كسي نشنيده
پس لطفا اين آهنگ قديمي ها را برداريد.
این هم ایمیل یاس (YasPersian2@Aol.com)
ميدوني يه حرفهايي هست كه ممكن ادم روش نشه بزنه ولي اگه تو دلت بمونه يه عقده ميشه بيا با هم درد و دل كنيم.
زنگ مدرسه خورد همه كتاب و دفتر و جمع كردن واسه ادامه رفتن همه شاد از اين كه حالا برن خونه خوب چيزي نيست كه اونا رو برنجونه ولي خونه واسه من بود طور ديگه ياس داستان شو اگه بتونه ميگه تو دلم به هم كلاسي هام گفتم خوش به حالت هميشه اساس ماها بوده پشت وانت تو بايد بري الان تكاليفو بنويسيو بعد بشيني به تماشاي تلويزيون بابا سر شام به بچش بنازه پس فردا تو سر حالي سر كلاس درس ولي من نميخوام كه برم خونه واسه چي برم حالا كه دلم خونه وقتي كه دردا منو دوره كردن مثه طناب دار پيچيدن به دوره گردن
من خيلي تنهام تو دلم خيلي حرفاست ميخونم من از دردام بيا غمو از دلم بردار
با خودم فكر مي كنم و با خودم ميگم ايا داستان من بد تر نبود از بينوايان؟قصه روز فرار ما به يه شهر مرزي تو اتاق بي چراغ و يه شمع قرضي تو خونه اي كه مادر از بيماري تب كرد پول دارو نداشت يعني يايد صبر كرد تا كي كي به داد اين حس برسه وجود من پر از درد و استرس هر چي داد و فرياد زدم و هر چي اشك انگار صدا مي پيچيد به خودم بر ميگشت تو خونه و خيابون حتي هنگام درس توي فكر اين كه فردا دم زندان قصر چطور بايد 8 ساعتو بكوب بشينم تا بابامو از پشت شيشه يه ربع ببينم مهم نبود زندگي بكنم با نون خشك مهم اينه كه كودكي منو قانون كشت
من خيلي تنهام تو دلم خيلي حرفاست ميخونم من از دردام بيا غمو از دلم بردار
نميخواي بميري شيريني جون ادمه دليل زندگي من خونوادمه خونواده اي كه روز خوشي نداشتن خواستن ولي دشمنا نذاشتن نترس خدا تو رو واسه درد انتخاب كنه چون اين دردا قبلا روي ياس امتحان شده واسه خدا بودم موش ازمايشگاه نتيجه ها رو به رو شده باز با اشكال مشكلاتي كه باز ميخونم تا يه گوشه دردم جبران شه نميخوام دنبال سوژه بگردم سوژه زندگيمه كه من شدم يه سره ويران ولي مهم اينه كه هنوز هستم پسر ايران اره كمر من زير اين بار خميده شد ولي قدرتي توي وجودم دميده شد من به ا ينده هاي روشنم اعتقاد دارم چون كه اينده هان كه به من اعتماد دارن.
من خيلي تنهام تو دلم خيلي حرفاست ميخونم من از دردام بيا غمو از دلم بردار
شايد بگي كه ياس همه حرفاش شعاره ولي به خدا روزاي خوبه من انگشت شماره.

یاس که مضامین ترانه هایش عمدتاً اجتماعی است و در عین حال به یاد ماندنی ترین رپ های عاشقانه و ریتمیک را نیز اجرا کرده است ، به تازگی از سفر شش هفته ای به آمریکا بازگشته، سفری که به دعوت یک تشکل خیریه آمریکایی در نیویورک صورت گرفته و دلیلش، اجرای دو ترانه و کنسرت به مناسبت سال جهانی مولانا بوده است
یاس به خوش اخلاقی و خوش برخوردی معروفه. بی نهایت خاکی و در عین حال جدیه . تو این مدت که یاس نبود، از خیلی ها شنیدم که دلشون واسه راهنمایی هاش و صمیمیتش ، تنگ شده.
هفته گذشته، یاس را بعد از دو ماه یک بار دیگه، در حالی که از مو و وزن، هر دو کاسته، دیدم و اولین عبارتی که بینمون رد و بدل شد ، تکیه کلام همیشگی یاس بود که به خاطره ای برای من هم تبدیل شده : عاشقتم برادر
در فاصله ی بین بوسه "چاق سلامتی"مون تا آغاز ضبط مصاحبه، از همه جا گفتیم. از جریان پرشایعه "دستگیری رپرها " تا ترانه های جدید یاس سوژه خنده و درد دل، یک جا بودند
یاس ، از دو ماه گذشته به عنوان "بی نظیر ترین تجربه کاری اش " یاد کرد و از جمله گفت : خیلی ها رو در این مدت دیدیم . خیلی از بچه های رپ بین المللی رو دیدم، کسانی که کمپانی داشتند و برای خودشان کار می کردند.
یاس در پاسخ به پرسش من در مورد "دلیل سفرش به آمریکا " ، اون رو "سفری شخصی" نامید و ادامه داد : من به دعوت کمپانی " رد اند هات " ، که یک سازمان خیریه برای حمایت از اقشار خاص جامعه هست، به این کشور رفتم. هدف از دعوت من ، خوندن دو ترانه در مورد مولانا و با صدای من بود. علاوه بر من شهرام شعرباف از گروه اوهام و سارا ناینی خواننده ی سبک بلوز، به همین منظور به آمریکا اومده بودن
یاسر ، در مورد دو کنسرتش در آمریکا ، که در نیویورک و به همراهی ، سارا نایینی ( خواننده بلوز) و شهرام شعرباف ( از گروه راک اوهام ) برگزار شده هم میگه : برای من افتخاری بود که با این دو نفر کار کنم . این اولین تجربه ی زنده اجرا کردن من بر روی صحنه هم بود و احساس کردم که می تونم زنده هم اجرا کنم. وقتی پایم رو روی صحنه کنسرت گذاشتم، احساس کردم که یواش یواش، دارم نتیجه دویدن ها و زحمت هام رو میگیرم
استقبال بی نظیر بود
هویت ، " بی تو دیگه نه اصلا " ، " باید بتونیم " ، "زهی عشق " و " صلح تویی " از ترانه هاییه که یاس به طور زنده اجرا کرده . جالبتر اینجاست که در مدت حضور یاس در آمریکا ، یک ترانه اش ، از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران ، مجوز گرفته . یاس در مورد این "نخستین ترانه ی رپ فارسی با مجوز " ، از جمله گفت : من نزدیک به سه سال پیش ، به همراه " مجید غفوری " خواننده پاپ ، ترانه ای اجرا کرده بودیم که ، تا همین چند هفته قبل ، در صف مجوز گرفتن باقی موند تا بالاخره مجوز گرفت. این ترانه رو میشه " نخستین ترانه ی مجوز دار رپ فارسی " نامید
یاس در زمینه تاثیر سفر اخیرش به آمریکا بر روی فعالیت های هنری و نیز دیدگاه های جدیدش هم گفت: ببین ، در خارج از ایران ، راه برای پیشرفت خیلی زیاده ولی هیچ جا ایران نمیشه . می دونی ، خیلی از صمیمیت ها در خارج از ایران نیست. من خودم دوست دارم لوتی و خودمونی صحبت کنم ولی خوب ، اونجا کسی متوجه زبون من نمیشد . الان که برگشتم ، دید بازی دارم . قصد تموم کردن آلبوم جدیدم رو دارم . ۴ آهنگش رو تموم کردم و بقیه هم در دست تهیه است
یاسر با اشاره به دو ترانه مشترکش ، که یکی رو با سامان و دیگری با رضا صادقی اجرا کرده ، تذکر چند نکته رو در مورد " گفتم نرو " با رضا صادقی رو مهم می دونه و با " تاریخ گذشته " نامیدنش میگه : من این آهنگ رو چهار سال پیش خوندم ولی پخشش نکردیم . ولی امروز بعد از چهار سال ، بعضی از دوستانم این ترانه رو ، بر خلاف میل من ، منتشر کردند. من به عنوان خواننده ی "اجتماعی خوان " معرفی شدم و راستش زیاد رغبت ندارم چند کار " عاشقانه " از من منتشر بشه
و در پایان ، ازش ، در مورد " موزیک ویدیو " پرسیدم ، پاسخ داد : راستش من دوست دارم خودم بر کارم نظاره داشته باشم ، موزیک ویدیو ، سرمایه ی زیادی هم می خواد. پس تا زمانی که پول و وقتش رو نداشته باشم ، از موزیک ویدیو خبری نخواهد بود . چون می خوام یه موزیک ویدیوی خیلی حرفه ای و خوب بسازم
وقتی ضبط صوت رو خاموش کردم و یاس در مقابل تلفن همراهش رو روشن کرد، سیل تلفن ها بود که بهش حمله کردن
- الو یاس ؟
- ...
- عاشقتم برادر
...
رضايا و 2اي اف ام 2خواننده موسيقي زيرزميني هستند كه معجون پاپ ورپشان براي اولين بار با ترانه نازي ارايه شدودرزماني كوتاه توانست نه تنها در ميان قشرجوان كه بين قشرهاي پاپ نيز جاي باز كند.
قرارمون در استوديويي در وسط تهران بود.با ترافيك ساعت 5بعد از ظهر پايتخت نيم ساعت بد قول شدم ولي در تمام طول راه و با ريتم رقص جاماييكائي ترانه نازگل بچه ها يواشكي قر ميريختيم.همان ترانه اي كه گروه بي نام رضاياو2اي اف ام رو به همه شناساند!!
در استوديو كه حال و هواي ان بر خلاف ساختمان كهنه"قهوه ايش"به سبب حضو تعداد زيادي از هنرمندان موسيفي و بويژه نوجوان هاي"زيرزميني"پرشور و قرمز بود رضايا به استقبالم امد.جوان لاغري كه متولد1365است و پشت سرش 2اي اف ام جوان ولي ورزيده تر.
با هم از لا به لاي حاضرين گذشتيم وروي صندلي هاي اتاق"اهنگسازي"فرود امديم.قبل از شروع از بين حرف هاي بچه ها فهميدم كه رضايا دانشجوي سال دوم رشته موسيقي هست و ارمين هم منتظرورود به دانشگاست.
قدم خير نازي
براي شروع به سراغ نازي ميرم.ترانه"نازي"...ترانه موفقي كه تلفيق"ريتم لاتين"اش با صداي پاپ"رضايا"ورپ"2اي اف ام"وشاهين فلاكت كلامش رو بر سر زبان ها و قرش رو بر لب كمرها انداخته.رضايا با تاكيد براين نكته كه اين ترانه نخستين ترانه گروه بي نام"رضايا و 2اي اف ام"كه گل سر سبد انهاست مي گويد:خوب من و ارمين قبل از اين ترانه كارهاي مشترك و تكي هم داشتيم ولي اين ترانه باعث شد تا ما شناخته تر بشويم.
من نزديك 2ماه روي ترانه و اهنگش كار كردم تا بر سر زبان ها بيفتد.ارمين در مورد ساخت و پرداخت اين ترانه مي گويد:قبل از اين ترانه من و امير اولين ترانه مشتركمان رو به اسم"بي معرفت"خونديم.بعد تصميم گرفتيم كه يك كار رقصي براي نوروز86حاضر كنيم.يك روز كه داشتيم نقشه اش رو ميكشيديم شاهين فلاكت رو در استوديو ديديم و به اون هم پيشنهاد داديم كه قبول كرد و اين ترانه شكل گرفت.در همان نوروز86ما ويدئو اين ترانه را نيز تهيه كرديم.درست1هفته بعد در اخرين روزهاي تعطيلات عيد بود كه در سفمان به شمال ديديم كه اوضاع عوض شده هر جا كه ميريم بچه ها ميريزن سرمون و امضا مي خوان!!!
از رضايا در زمينه تضاد و توافق در دانشگاه موسيقي مي پرسم:خوب ببين تضاد كه خييلي جاها وجود داره.اولا هم كلاسي هام زياد موافق نبودن.من هميشه سعي مي كردم بر خلاف ساير بچه هاي موسيقي زير زميني اموخته هاي دانشگاهم رو از اهنگ سازي تا سولفژ در كارهام به كار بگيرم و اين شايد باعث ميشود كه در بعضي زمينه ها متفاوت تر عمل كنيم.
ميخواييم دنيا رو بگيريم!!!
از رضايا و 2اي اف ام در مورد برنامه هاي ايندشون ميپرسم.يك صدا از "جاانداختن رپ"با استفاده از ريتم هاي پاپ صحبت مي كنند.ارمين ميگه همونطور كه ترانه نازي تونست بسياري از شنوندگان مسن تر را نيز با ريتم هاي رپ اشنا كند كوشش مي كنيم تا با همين شيوه ادامه بديم.
به عنوان آخرین پرسش ، قضیه «مجانی خوانی» و «کسب در آمد» را مطرح می کنم و بدبینانه می پرسم : همیشه
بحث مطرح بوده است که شما زیر زمینی خوان ها ، از این طریق در آمدی ندارید ، جریان شما هم همینطور
است ؟ . «نه» ! پاسخ قاطع و تعجب بر انگیز آرمین بود به من : ببین من صادقانه بگم . ما بیشتر از اون چیزی
که برای ترانه کسانی که به این حیطه آمدند . البته این را هم بگویم که بر خلاف بسیاری، ما پول زیادی از «مشتری» نمی گیریم ایمان خرج کرده ایم در آوردیم . از طریق مشورت دادن ، ترانه سرایی و آهنگ ساختن به سایر همانقدر که حقمان است را دریافت می کنیم.
|
|
حسين تهی
--------------------------------------------------------------------------------
حسين تهی
متولد 6 بهمن 1364
دانشجوی مهندسی کامپيوتر
غذای مورد علاقه: قرمه سبزی
رنگ مورد علاقه: مشکی و سبز
حسين تهی که پنج سال پيش کار ترانه سازی و خواندن در سبک رپ را آغاز کرده است، کار خود را نه "تقليدی" از آنچه که در غرب بدان "موسيقی رپ" می گويند، که بيشتر وسيله ای برای "انرژی" دادن به شنونده از طريق"بيان مشکلات و معضلات مشترک" در زندگی روزمره تلقی می کند.
از ديدگاه تهی ، "معضلات و مشکلات" هر آنچه که باشند ، از پيش و پا افتاده ترينشان همچون شکست های عشقی تا معضلات جدی تر همچون "فقر و بيکاری" می توانند از طريق ريتم های شاد موسيقی هيپ هاپ، با "اثر گذاری بيشتری" بازگو شوند.
اما توجه تهی به زندگی امروزی و مشکلات آن، او را نسبت به سنتها و رسمهای قديمی بی توجه نکرده است، دست کم اين چيزی است که خود با شوخی و کنايه می گويد. او درباره دلبستگی اش به نوروز باستانی، با همان طنز هميشگی اش گفت: "من با نوروز خيلی صميمی ام. اصلا دست می اندازم گردنش با هم بيرون می رويم و حال می کنيم."
عيدی ما از سفره هفت سين به تهی، تخم مرغ رنگی بود. اما او انگار اميد دارد که آهنگهايش، هرچند هنوز زيرزمينی هستند و در بازار رسمی و کلان موسيقی جا نگرفته اند، روزی به "مرغ تخم طلا"ی او بدل شوند.
او با اشاره ای کنايه آميز به اين تخم مرغ رنگی گفت: "اميدوارم سال آينده آنقدر پول داشته باشم که به جای اينکه تخم مرغ رنگی عيدی بگيرم، تخم مرغ طلا عيدی بدهم."از او در زمينه فعاليت های هنری اش در سالی که گذشت می پرسم که با رضايت پاسخ می دهد: "واقعا سال خوبی بود. هم از نظر کاری و هم از نظر زندگی خصوصی. گرچه تشخيص اينکه پيشرفت کرده ام يا نه، با مخاطبانم است ولی به نظر خودم پيشرفتم محسوس بوده و چندين کار متفاوت ضبط و منتشر کرده ام."
از آرزوهايش برای سال جديد می پرسم، می گويد: "بعد از سلامتی خودم و خانواده ام، اميدوارم بتوانم با دوست عزيزم (با تاکيد شديد بر عبارت دوست عزيز ) امير تتلو، کارهای مشترک زيادی ضبط و منتشر کنيم ، اما مهم ترين کار مشترکمان کليپ ويديويی است که در حال تمرين برای ضبط آن هستيم . در اين کليپ قصد داريم برای اولين بار يک در يک کار زير زمينی، از گروه رقصندگان استفاده کنيم."
سروش لشگری - هیچکس
• متولد: 17 اردیبهشت 1364
• دانشجوی رشته مترجمی
• غذای مورد علاقه: ماهی
• رنگ مورد علاقه: مشکی
سروش، چنانکه خود می گوید و در ترانه هایش نیز بدان تاکید می ورزد، شش سال پیش کار آهنگسازی (یا آنگونه که بین اهالی زیر زمین باب است، “کار ساختن بیت”) و خواندن ترانه به سبک رپ را آغاز کرد و سر انجام سال گذشته توانست منسجم ترین آلبوم رپ فارسی را با نام ” جنگل آسفالت” تهیه و آماده انتشار کند. آلبومی که خود، آن را “نخستین” آلبوم رپ فارسی می داند.
“جنگل آسفالت” با تلفیق سبک رپ و نوای موسیقی سنتی ایرانی و نیز استفاده از سازهای سنتی ایران زمین همچون عود، تنبک، نی، دف و قانون، به راستی برازنده عنوان “رپ فارسی” است.
برای این، نخستین “س” هفت سین زیر زمینیمان ، به شادباش (و بین خودمان بماند برای سنجیدن میزان وابستگی اش به نوروز ایرانی و سنت های باسستانی مان) ماهی قرمز هفت سین بردم که نپسندید: “ماهی زیادی لطیفه بابا! همه به من میگن زبری! این ماهی خیلی سوسولیه! نمیشد یه چیز دیگه واسم میاوردین؟”
در حالی که با دلخوری به تنگ ماهی نگاه می کند در پاسخ به این سوالم که ” اگر از ماهی خوشت نمیاید ، کدام جزء هفت سین را دوست داری؟” می گوید: “من ماهی رو دوست دارم بخورم نه که بگیرم دستم باهاش عکس بگیرم! من بیشتر از سبزه خوشم میاد. اصولا از چمن خوشم میاد که برویم بنشینیم روش و حال کنیم” و بعد از من می خواهد تا تنگ ماهی را از او بگیرم .
هیچکس در ادامه گفتگو با ما می گوید که سال 1385 سال پرکاری برایش بوده چرا که بعد از مدتها تلاش سرانجام در تابستان آلبوم ‘جنگل آسفالت’ را حاضر و آماده پخش کرده است.
به گفته او ابتدا قرار بوده که آلبوم را یک شرکت پخش موسیقی بخرد اما چون آهنگ های آلبوم به “سرقت” رفت و در اینترنت پخش شد، کار فروش آلبوم به نتیجه نرسید.
سروش در پاسخ به سوالم درباره مفهوم “جنگل آسفالت” و دلیل نام گذاری آلبومش با این عبارت می گوید: “از نظر من ‘شهر’ هم جنگل آسفالت است و آلبوم ‘جنگل آسفالت’ انعکاسی است از مشکلات اجتماعی و زندگی شهری و اعتراض به آن.”.
گفتگو با مجريان نوجوان برنامه سلام بهار(
نوجواني فصل بيقراري است!
محسن: من محسن افشاني، متولد 1368 هستم رشته رياضي فيزيك
كيوان: منم كيوان ساكت اف، متولد شهريور 1367، در تهران و ساكن كرج
محسن: من به مهندسي شيمي و مكانيك خيلي علاقه دارم و در هنر به بازيگري در تلويزيون و سينما.
برادر يا خواهر داريد؟
كيوان: بله من دوتا برادر دارم.
محسن: من هم يك خواهر بزرگتر از خودم دارم. مامان و بابام رو هم خيلي دوست دارم. دوست دارم از همينجا داد بزنم بابا دوستت دارم. مامان عاشقتم.
چگونه وارد كار اجرا شديد؟
كيوان: من تئاتر كار ميكردم و ميكنم. در تئاتر آقاي رضا فياضي بازي ميكردم و ايشان هم مرا براي برنامه عصر جديد معرفي كردند.
محسن: من هم تئاتر كار مي كردم و عاشق بازيگري بودم (البته هنوز هم هستم). يك روز به استوديو آستانه آمدم. در يك آيتم بازي ميكردم كه اجراي برنامه به من پيشنهاد شد و من به اصطلاح مجري شدم.
اولين برنامهاي كه اجرا كرديد كدام برنامه بود؟
محسن: اولين برنامهاي كه اجرا كردم آستانه بود. بعد از آن «ما دو تا»، «بوم سفيد» و «سلام بهار».
كيوان: من هم اولين برنامهاي كه اجرا كردم عصر جديد بود.
براي اينكه اجراي خوبي داشته باشيد و مخاطب بيشتري جذب كنيد چه كارهايي بايد انجام داد؟
محسن: براي اينكه اجراي خوبي داشته باشم از شوخيهايي كه بين نوجوانها هست كمك ميگيرم و حس ميكنم اصطلاحاتي كه بيشتر نوجوانها در بين خودشان رد و بدل ميكنند باعث جذب مخاطب ميشود.
كيوان : براي يك اجراي خوب بايد روراست بود، به دور از هرگونه دروغ و ريا.
كيوان: براي تيتراژ سلام بهار مسيري كه با ماشين 5 دقيقه راه بود من و محسن همان مسير را دويديم. بعدا متوجه شديم كه فقط 10 ثانيه از آن مسيري كه ما دويديم استفاده شد.
محسن: بيشترين خاطرات خوب و شيرين من مربوط به برنامههاي زنده است. وقتي كه كارگردان حرص ميخورد كه ما واژهاي را نگوييم ولي شيطنت ميكنيم و ميگوييم.
علائق و روحيات نوجواني را توصيف كنيد؟
محسن: نوجواني فصل بيقراري است. فصل شيطوني و برق و يخ بريزي تو يقه پسر عموهات.
كيوان: نوجواني فصل شاد بودن است.
حرفي داريد كه دوست داريد با نوجوانان در ميان بگذاريد؟
محسن: راستي من بچه پايين شهرم. همينجا دوست دارم از همه آنهايي كه دستبهدست هم دادن به مهر و من را معرفي كردن تشكر كنم. اول از همه از پدر و مادر و خواهرم علي مختارزاده الهه كسمايي عليرضا زرگوشيان و شاهد پيوند.
كيوان: هر كسي در مقابل اجتماع وظيفهاي دارد پس سعي كنيم وظيفه خودمان را به بهترين صورت انجام دهيم.

